تبليغاتX
تبليغات X
۞ ۞ .: انتظاري سبز :. ۞ ۞ .::<- الســلام عليک يابقيــةالله في ارضـه ->::.




  صفحه اصلی

  آرشیو مطالب

  پست الکترونیک

  درج در علاقه مندی ها

  تبدیل به صفحه خانگی

   پرینت از این صفحه



اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً


بانك احاديث مهدويت



جشنواره  سراسری وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید

۞ مطالب پیشین ۞
---------------------

تعداد یاران حضرت
چرا لقب قائم؟
شیعه و مهدی
غیبت حضرت
...خود آقا میاد دیدنت اگه
غیبت یا غفلت؟
امید سبز
کی می آیی؟
شمشیر مهدی
کیستم من؟
او خواهد آمد
اقامتگاه امام زمان
زمینه سازان ظهور
ادعای ارتباط با حضرت
فضیلت انتظار
چشم به راه
بیقرار انتظار
ویژگی های انسان منتظر
گل نرگس خوش آمدی
منتظران واقعی
انتظار مثبت و منفی
بغض انتظار
شکوه انتظار
فلسفه انتظار

-----------------------------------


۞ حديث مهدوی ۞
---------------------



۞ لوگوي وبلاگ ۞
----------------------

انتظاري سبز



۞ وبلاگ تخصصی امام رضا ۞
------------------------

۞ ارتباط بيشتر با نويسنده ۞
----------------------------------
09139510818

 

تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386

بحار
مهر
راه نور
تا وصل
شهدا
کاشف
عطش
شيوانا
غدیر سبز
تسبيح
امروز بيا
نگاهي نو
منجی مهر
حميد عليمي
نگين سبز
آخرين منجي
وبلاگ حجاب
فرداي روشن
حس غريب
صبح صادق
آخرين جمعه
عاشق مهدي
مهدي عج
گل نرگس
عشق الهي
آخرین منجی
مهدي فاطمه
پايگاه المهدي
مرد پائيزي
انتظار حجت
وصل هجران
وبلاگ منتظر
صراط مستقيم
انتظار سبز
بوی سیب
غم دوست
شب هجران
عطر ظهور
گل نرگس بيا
حسرت ظهور
يوسف گمگشته
منتظران ظهور
دل تنگيهاي آدمي
دوستداران ظهور
مرغ باغ ملكوتم
عشاق المهدي
مهدي و منتظران
خبري در راه است
حس غریب آسمانی
راه را گم كرده ايم
تا جمعه ي ظهور
در انتظار ظهور آقام
عاشق علي اكبر ع
بچه های هیئت الرضا
حضرت زينب كبري
حرفای خودمونی
كانون منتظران نور
دلم می خواهد ببارم
او در بین ما است
پايگاه اينترنتي مداحي
در انتظار قائم آل محمد
منتظران و عاشقان آقا
بسوي ظهور مهدي عج
مبارزه با تهاجم فرهنگي
دوستداران حضرت مهدي
پايگاه مقاومت صاحب الزمان
مجمع منتظران ظهور مهدی
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
الغوث و الامان .. يا صاحب الزمان
پایگاه حکومت جهانی امام مهدی
خدا و ... پیش به سوی فردا ...
صفحات انتظار در فراق گل نرگس
-----------------------------------

۞ لوگوي دوستان ۞
------------------------

 




به نام آن كه انسان را مسافر كاروان انتظار گردانيد سلام اى گل نرگس، اى كه شيرين ترين انتظار، انتظار توست و بهترين منتظر، منتظر توست مى توانم در يك كلمه پر معنا بگويم: گر عشقى هست و عاشقى نام تو معشوق و من عاشق و شيفته توأم در انتظارت مى مانم و از خداى بزرگ مى خواهم كه ظهورت را نزديك گرداند ما محتاج يك نگاه گذراى شما هستيم، زودتر ظهور كن و قلبمان را شاد گردان ما در انتظار تو مى مانيم. خدا كند كه بيايى و ما هم يكى از يارانتان باشيم

------------------------------------------

سلام بر آنان که در فراق یار در کوچه پس کوچه های تنهایی سر به دیوار انتظار نهاده اند و چشم به راه نیم نگاه مهدی فاطمه اند... ای گل نرگس... چه میشد که ما را در جمع پروانه هایت پذیرا می شدی؟چه میشد که تشعشع گرمی نگاهت به سویمان روانه می شد؟ نظری فرما بر کوچه تاریکمان. که همه پروانه شمع توایم. همه پروانه ها در این کوچه تاریک به امید حس کردن گرمای وجودت گرد هم امده اند. مولا جان نظری فرما

------------------------------------------

چشم من منتظر و بارانى مانده پشت همه پنچره ها راهى اندازه اى يك جمعه فقط مانده تا زمزمه پنجره ها تا نيايى دل بى طاقت من به خودش رنگ عدم مى گيرد پا به پاى همه منتظران عصر آدينه دلم مى گيرد عصر آدينه دلم مى گيرد

------------------------------------------

الهي منجي انسان كي آيد؟ شراب هستي انسان كي آيد ؟ كه تنها من نيم آدم سرايد قرار و صبر و آرامم كي آيد؟ شراب و ساقي جامم كي آيد؟ صميمانه حقيقت را بگويم اميد غربت شامم كي آيد؟

------------------------------------------

۞ سخن بزرگان ۞
------------------------


-------------------------------------------


ارسال پیام به مدیر وبلاگ

نام :
ایمیل :
متن پیام :
 


Javascripts





۞ دعاي عهد ۞

از حضرت صادق (ع) منقول است كه: هر كه چهل صباح اين عهد را بخواند از ياوران قائم ما باشد و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد خدا او را از قبر بيرون آورد كه در خدمت آن حضرت باشد و حق تعالى به هر كلمه هزار حسنه او را كرامت فرمايد و هزار گناه از او محو كند و آن عهد اين است


پس سه مرتبه دست بر ران راست خود میزنی و در هر مرتبه میگویی

الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا مَوْلايَ يَا صَاحِبَ الزَّمَان

خود آقا میاد دیدنت اگه...

 


خود آقا میاد دیدنت اگه...

پریشان و سراسیمه بودم. لحظاتی چند فقط به چیزی که شنیده بودم، می‌اندیشیدم.

«اگر طالب دیدار امام زمانت هستی به فلان شهر برو. حضرت بقیة الله در بازار آهنگران در مغازه بهیر قفل‌سازی نشسته بلند شو و خدمت ایشان برس»

بعد از مدت‌ها چله‌نشینی و دعا و توسل به علوم غریبه بالاخره کورسویی از امید به رویم تابیدن گرفت. به سرعت بلند شدم و وسائل سفر را آماده کردم. سفر راحتی نبود. اما حاضر بودم چند برابر این سختی را تحمل کنم تا بتوانم به آرزویم برسم. شور و اشتیاقی که از وجودم زبانه می‌کشید مرا به حرکت وا می‌داشت.

خودم را به بازار آهنگران رساندم آن قدر هیجان زده بودم که چشم‌هایم هیچ چیز را نمی‌دید. فقط مغازه پیر قفل‌ساز را جستجو می‌کردم. لحظه به لحظه که می‌گذشت شوق و شورم بیشتر می‌شد. وقتی وارد مغازه پیرمرد قفل‌ساز شدم در همان نگاه اول امام را شناختم. دستم را روی سینه گذاشته و با ادب سلام دادم. در آن لحظه همه چیز به جز وجود امام را فراموش کرده بودم. حضرت جوابم را داد و با دست مرا به سکوت فرا خواند.

پیرمرد در حال وارسی چند قفل بود. در این لحظه پیرزنی وارد مغازه شد لباس‌های کهنه‌ای به تن داشت و عصایی به دست. در دستان فرتوت و لرزانش قفلی به چشم می‌خورد. پیرزن آن را به قفل ساز نشان داد و گفت: برادر برای رضای خدا این قفل را سه شاهی از من بخرید. به پولش نیاز دارم. پیرمرد قفل را گرفت و آن را وارسی کرد. قفل سالم بود پس رو به زن کرد و گفت: خواهرم این قفل هشت شاهی می‌ارزد. کلید آن هم دو شاهی می‌شود. اگر دو شاهی به من بدهی من کلیدش را برایت می‌سازم و در آن صورت پول قفل ده شاهی می‌شود.

پیرزن گفت: من به این قفل نیازی ندارم فقط شما اگر آن را سه شاهی از من بخرید برایتان دعای خیر می‌کنم.  پیرمرد با آرامش جواب داد: خواهرم تو مسلمانی و من هم مسلمان. چرا مال مسلمان را ارزان بخرم من نمی‌خواهم تو ضرر کنی. این قفل هشت شاهی ارزش دارد و من اگر بخواهم در معامله سودی ببرم آن را به قیمت هفت شاهی می‌خرم چون در این معامله بیشتر از یک شاهی سود بردن بی‌انصافی است.

پیرزن با ناباوری قفل ساز را نگاه کرد و بعد از این که سخنان پیرمرد تمام شد گفت: من تمام این بازار را زیر پا گذاشتم و این قفل را به هر که نشان دادم گفتند بیشتر از دو شاهی آن را نمی‌خرند من هم به این دلیل به آنها نفروختم که به سه شاهی پول نیاز دارم. پیرمرد گفت: اگر آن را می‌فروشی من هفت شاهی می‌خرم و سپس هشت شاهی به پیرزن داد. پیرزن راضی و خوشحال عصا زنان دور شد.

آن گاه امام رو به من کرد و گفت: مشاهده کردی؟ شما هم این طور باشید تا ما خود به سراغ شما بیاییم. چله نشینی لازم نیست و توسل به علوم غریبه فایده‌ای ندارد. عمل درست داشته باشید و مسلمان باشید. از تمام این شهر من این پیرمرد را برای مصاحبت انتخاب کرده‌ام چون دین‌دار است و خدا را می‌شناسد این هم از امتحانی که داد. او با اطلاع از نیاز زن به پول قفل را به قیمت واقعی‌اش از او خرید. این گونه است که من هر هفته به سراغش می‌آیم و احوالش را می‌پرسم.

پس از تمام شدن سخنان امام سرم را پایین انداختم و به فکر فرو رفتم.

منبع:

پورسیدآقایی، مسعود، جلوه ماه محبت امام زمان علیه‌السلام، انتشارات حضور، با تغییر و تصرف

نوشته شده توسط علیرضا منتظری در یکشنبه ششم مرداد 1387 و ساعت لینک


بعلت مشكلات پيش آمده در سرويس پرشين بلاگ وبلاگ موجود در تاريخ 86.5.6 به اين مكان منتقل گرديد.

template desinged Bye http://entezarysabz.blogfa.com/